امروز به چشمانِ یک نوزاد خیره شدم. ما با واژههای نابِ نگاه باهم صحبت کردیم.
برای گفت و گو کردن، در چشمها بیش از کتابها کلمه پیدا میشود. ما دربارهی خدا و ماورا صحبت کردیم.
من از حضورِ او سرمست بودم و او از حضورِ من حیران
سرانجام، هر دو به نتیجهای رسیدیم که مایهی خندهی هر دوی ما شد.
***
در زندگی، مصیبت و ناملایماتِ بسیاری هست، با وجود این، کم نیستند شادمانیهای آسمانیِ زمینِ زیبای ما.
خداوند، از حساب و کتابهای ما نیرومندتر است.
همین نکته، زندگی را دوست داشتنی و زیستنی میکند.
***
دلهای پاک، شیفتهی خویشتن نیستند.
آنها شیفتهی آبیِ آسمانِ بیکرانه، کردارِ پاک و گفتارِ زلال همچون آب چشمهسارانند.
***
آسانترین راه آن است که جُز به خویشتن نیندیشیم.
اما در دنیا شاهدِ از خودگذشتگی نیز هستیم که مستلزمِ در پیش گرفتنِ راهیست دشوار و صعب العبور.
بسیاری، راهِ آسان را انتخاب میکنند.
کریستیان بوبن، کودکی، ترجمه علی برزگر